|
گل بی خار خداست
|
|
|
|
||||
|
بسم الله الرحمن الرحيم زمين به رقص آمده گويي ستارگان بر او غبطه ميخورند نوري براي موسي بن جعفر"نورفاطمه" نوري از آسمان به زمين آمده سلام بر اين نور سلام بر فاطمه معصومه(سلام الله عليها) ميلاد پرخير و بركت حضرت فاطمه معصومه(س) بر همه شما مبارك روز ملي دختر را هم به تمام دختران تبريك ميگم. * * * موسي بن جعفردارد اينك يك پسر نوزاد كوچك با چشم خود لبخند زد بر اين پدر آري امام هفتمين بگرفته نور هشتمين آمد ملك شادي كنان با صدهزاران، برزمين مادر بگفتا اي امام نامش چه باشد ؟ سرورم گويي ملائك گفت كه: نامش علي كنيه اش باشد رضا نامش علي كنيه اش باشد رضا "ساقي" ولادت عشق ولادت نور ولادت صدها حضور تا بي كران بر هر كران گويند همه شاديكنان: آمد رضا آمد رضا امام علي موسي الرضا ولادت نوربر همه شما مبارك قسمت كوچكي از سخنراني حاج آقا شيخ مهدي دانشمند: به يكي ازخادمهاي امام رضا گفتم اونچه ازامام رضا ديدي براي ما تعريف كن گفت من خيلي چيزها از امام رضا ديدم اما يه چيز كه برام خيلي جالب بوده ميگم: من دم دركناراون سنگ سفيده هست همه ميبوسند ميرن داخل نزديك ضريح، وايساده بودم ديدم يكي از بستِ شيخ بهايي طرف قبر آيت الله خادمي (رحمةالله عليه) با لباس هندي اومد يكي هم از زير چلچراغ دست راست اومد رسيدن روبه روضريح امام رضا(عليه السلام) هر دو نگاهي به هم كردند بعد نگاه كردند به ضريح بعد هردو آغوششونو باز كردند و همديگه رو بغل كردند و زار زار گريه كردند هندي با ايراني!. من (خادم) رفتم جلو ديدم اون ايرانيه لهجه يزدي داره پرسيدم قصه چيه؟ ايرانيه گفت : چهل سااااااااااااااااااال پيش من داداشم كه دوسال ازم كوچيكتر بود دزديدنش ، چهل ساااااااااااااااال من آرزوم بود كه داداشمو ببينم نذر نيازكه ببينمش خيلي دوسش داشتم تا چهل شب پيش، يه بنده خدايي بهم گفت برو درخونه امام رضا ، بگو امام رضا من چهل شب نماز شب ميخونم هديه ميكنم به شما ، يه خبري از برادر من بهم بده به من بگو كجاست؟ دوشب پيش خواب ديدم : امام رضا به خوابم اومد فرمود دو روز ديگه (كه امروز هست) فلان ساعت روبه رو ضريح من، محل ملاقات شماست داداشت هند بوده الان هم داره آماده سفر ميشه بياد خراسان امام رضا به خواب اون هندي هم ميره ميفرماند برادري داري خيلي دوست داره تورو ببينه چهل ساله چشم به راه توست فلان ساعت ميرسي مشهد فلان ساعت بيا روبه رو ضريح من برادرتو ببين .[اين ساعت هميون ساعتيه كه امام رضا به ما قول داده] من برادرمو بعد از چهل سااااااااااااااااااااااال به بركت امام رضا پيدا كردم . . . . . هروقت ميرويد مشهد دم در ورودي حرم وايسيد اذن دخول كه ميخونيم يعني يا الله يا رسول الله... يعني : اجازه ميديد بيام داخل حرم؟ ، حالا ما از كجا بفهميم به ما اجازه دادند كه وارد حرم بشيم؟ فقط از اين طريق ميتوني بفهمي كه بهت اجازه دادند: اگه وقتي داري اذن دخولو ميخوني دلت شكست و اشك ريختي بهت اجازه داده شد كه وارد بشي ، وايسا تا گريه كني ، بگو امام رضا گداتم اومدم ، ، ، ، حالا بيا با پا دل بريم تو حرم ، بيا با پاي دل بريم تو مسجد گوهر شاد بيا با هم وضو بگيريم ،،، وضو گرفتي آماده شدي ؟ كفشاتو بكن پا برهنه بيا كفشاتو بده به كفشداري روبه رو در مسجد گوهرشاد دو تا درِ، يه در زير چلچراغ يه درديگه پله ميخوره ضريح پيداست از اون در كوچيكه دست راستيه بريم اينجا روبه رو در وايسا دست راستتو بذار رو سينت ميخوايم اذن دخول بگيريم : أدخُلُ يا الله خداياااااااااااااااااا بهم اجااااااااااااااااازه ميدي برم داخل؟ أدخُلُ يا رسول الله يارسول الله بهم اجااااااااااااااااااااااازه ميدي برم داخل؟ أدخُلُ يا امير المؤمنين يا اميرالمومنين بهم اجااااااااااازه ميدي برم داخل؟ أدخُلُ يا فاطمةَ الزهراء يا فاطمه زهرا بهم اجااااااااازه ميدي برم داخل؟ أدخُلُ يا حسن بن علي يا حسن بن علي بهم اجاااازه ميدي برم داخل؟ أدخُلُ يا حسين بن علي يا حصين بن علي بهم اجازه ميدي برم داخل؟ أدخُلُ يا ... يكي يكي اجازه رو بگير اگه گريه ات گرفت بيا درو ببوس حالا از پله ها بيا بريم پايين سنگ سفيدو ببوس بيا مقابل ضريح بايست بگو السّلام عليكَ يا امام الغريب السّلام عليك ايها الامام الشهيد كيا دلشون واسه مشهد تنگ شده؟ كيا دلشون ميخواد با امام رضا درد دل كنن؟ هر كار با امام رضا داري بسم الله بگو . . . . . . . . حرفاتو زدي به امام رضا ؟ زيارت كردي؟ . . . . . . . . زيارتت قبول حاجتت روا التماس دعا
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:51 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||