|
گل بی خار خداست
|
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 15:15 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نيكوكاري زمان ندارد هر لحظه ميتوان نيكوكار بود. به نام حق امام علي در نهج البلاغه ميفرمايند: بخشش اندك با اخلاص ، را اندك مشمار
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 2:54 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به نام مهندس خلقت خداوند ناظم حكيم 5 اسفند روز بزرگداشت خواجه نصيرالدين طوسي روز مهندسي سلام به همه مخصوصا" به مهندسان محترم كشورمان ايران روز مهندسي رو به شما تبريك ميگم مخصوصا" به عزيز خودم خانمي روزت مبارك 4 سال گذشت گاهي ميشه گفت زود گذشت گاهي خيلي دير گذشت !!! موفقيت تو آرزوي منه عزيز خانم سلام به دوستان مهندست برسون توي اين ترم آخر بيشتر پيش هم باشيد و نصيحتهاي بعدي رو بعدا" بهت ميگم و حالا يه سلام مخصوص به داداشي مهندس چرا تعجب ميكني؟!! نگو مهندس نيستم كه من ميگم هستي مگه مهندسي به مدرك داشتنه فقط! معلم رياضي دبيرستانمون ميگفت: مهندس يعني كسي كه هندسه ميداند و ميسازد آنچه را ميداند،،، داداشي مهندس روزت مبارك واقعا" دست مريزاد براي اين همه تلاش و خدمت به بچه ها و مردم خدا قوت من نميخوام اسمتو بگم همه بچه هاي بلگفا ميشناسنت دوستان كنجكاوي نكنيد وحالا يك سلام مخصوص به دوستان دوران دانشگاهي خودم روز مهندسي رو بهتون تبريك ميگم مهندسان آينده اميدوارم در همه مراحل زندگي موفق و پيروز باشيد التماس دعا اگه به وبلاگم سر زديد خوشحال ميشم توي نظرات رد قلمي به جا بذاريد و از حالتون منو باخبر كنيد چه خبر؟؟ دوستان اين بار منظورم به هم دانشگاهي هام بود 8 اسفند روز امور تربيتي و تربيت اسلامي اين روز رو به معلمان و مخصوصا" مربيان تربيتي مدارس تبريك ميگم دست حق ياريگرتان عشق مولا علي در دلتان امام ره مي فرمايند: شما دانشگاهيان كوشش كنيد كه انسان درست كنيد ، اگر انسان درست كرديد ، مملكت خودتان را نجات ميدهيد ، اگر انسان متعهد درست كرديد ، انسان امين انسان معتقد به يك عالم ديگر انسان معتقد به خدا مؤمن به خدا ، اگر اين انسان در دانشگاههاي شما و ما تربيت شد مملكتتان را نجات ميدهيد بنابراين كار، كار بسيار شريف و مسئوليت ، مسئوليت بسيار زياد و الان اين مسئوليت به دوش ما و شماست صحيفه نور جلد 7، صفحه 63-64 درباره اخلاق و تربيت اسلامي عناوين رو به صورت فهرست وار نوشتم كه فقط توضيح دو سه مطلبش رو لازم دونستم بنويسم معلمان مخصوصا" بخوانند بر موضوعات کلیک کنید:
شما هر عنوان كه خواستيد تو ضيحشو بنويسم لطف كنيد در قسمت نظرات اسم عنوان رو بنويسيد ان شاءالله توضيحشو مينويسم
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 18:7 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خوشا به حال كبوتران زائر دخت نبوت و مادر امامت ولادت با سعادت بانوي دو عالم حضرت زهرا (س) و ولادت فرزند دليرشان امام خميني (ره)
را به حضرت مهدي (روحي له فداء) و همه شما دوستان اهل بيت تبريك مي گويم ************ ************ طرح تدبردر قرآن در تابستان كساني كه تمايل دارند دراين طرح شركت كنند در بخش نظرات اسم خود و اولين
سوره اي كه شروع ميكنند را بنويسند. توضيح طرح: هدف از انجام طرح اين است كه هم ختم قرآن انجام و هم در آن تدبر شود. شما اولين
سوره مورد نظر را انتخاب ميكنيد وبعد هر هفته تعداد آياتي كه خوانديد و نتيجه تدبر
خود كه شامل :كسب آرامش،رفع مشكلي و...را مينويسيد . مطالب هفته دوم تير: & نگاه به زهرا مي كردم تمام غصه هايم برطرف مي شد & آيه اي كه حضرت زهرا در بهشت تلاوت مي كند & ثواب تسبيح ملائكه ها براي دوستان حضرت زهرا(س) & اسمش در آسمانها منصوره است
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 15:55 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 22:0 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
"السلام علیک یا "
" زینب کبری (س)"
ولادت زينب، سومين فرزند مهد ولايت است كه به احتمال قوي در سال ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. پدر زينت نامي آسماني با پيامبر خدا در دامان عطوفت زندگي مشترك . عبدالله از فرزندان جعفر است و جعفر، فرزند ابوطالب و برادر علي شخصيت جعفر بن ابيطالب را كه معروف به جعفر طيار است، ميتوان از اظهار علافه و سخنان پيامبر اكرم درباره او دريافت. هنگام فتح خيبر، زماني كه جعفر از حبشه مراجعت كرد پيابمر او را در آغوش گرفت و ميان ديدگانش را بوسيد و فرمود: نميدانم به خاطر كدام يك خوشحالتر باشم، به خاطر ورود جعفر يا فتح خيبر؟ و رسول خدا او را در جوار مسجد منزل دادند زماني كه جعفر در جبهه موته جنگيد و دو دستش قطع شد و حاضر نشد پرچم را بر زمين بيفكند، پيامبر خدا فرمودند: خداوند به جاي دو دست دو بال به جعفر عنايت كرد كه در بهشت با آنها پرواز كند و از همين روست كه او به جعفر طيار معروف شد. در تاريخ آمده است: هنگامي كه جعفر پدر عبدالله به شهادت رسيد، پيامبر فرمود: فرزندان جعفر را نزد من بياوريد. حضرت آنان را در آغوش عطوفت خود گرفت، بوسيد و چشمهايش پر از اشك شد. و اين گونه از عبدالله كه كودكي بيش نبود تفقد و دلجويي فرمود. مهمترين و اساسيترين كلاس آموزش خانهداري، شوهرداري، تربيت فرزند، اداره زندگي و به طور كلي آداب معاشرت زينب، دوراني بود كه در كنار مادرش حضور داشت و از رفتار و شيوه زندگي او الگو ميگرفت تا زماني او نيز همچون مادرش ـ كه زيباترين و خداييترين زندگي را گذراند ـ در خانه شوهر انجام وظيفه كند. او شاهد تلاشهاي مادرش در خانه بود و دستهاي تاول زده مادر و زحمتهاي خانهداري را ديده بودو اجر و پاداش كار در خانه را باور داشت. زينب حوادث دردناك بعد از پيامبر را مشاهده ميكرد، از آن عبرت ميگرفت و درس مي آموخت و بر بينش اجتماعي، سياسي و تاريخي خود مي افزود و افزون بر اين از شجاعت، زهد، عبادت و فضيلتهاي بيشمار پدرش الهام ميگرفت. او كه در مكتب چنين پدري درس آموخته بود، تمام آموختههاي خود را در صحنههاي بزرگي چون كربلا، كوفه، شام و... به نمايش گذارد، و با تدبير و درايت، شجاعت و شهامت، صبر و استقامت و زهد و عبادت خود را ثابت كرد كه دختر پدري است كه تمامي عمر خود را در راه خدا و رضاي او سپري كرده، با قدرت صبر پيشه ساخته، با شهامت عدالت گسترده، با شجاعت دشمنستيزي كرده و بالاخره همه چيز را فداي محبوب خويش ساخته است. زينب در تمام اين مصائب،زير لب زمزمه كرد: «... صبرا علي قضائك، لااله سواك يا غياث المستغيثين». «خداوندا! در برابر قضا و قدر تو شكيبايم. جز تو معبودي نيست اي فريادرس دادخواهان».
+
نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 20:12 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام
ناصر عبداللهی از سرودن آهنگ و شعر یا فاطمه میگفت: موقع خوردن شام بودم یه حسی اومد سراغم انگار تمام بدنم یکی شدن برای سرودن شعری هر لحظه این حس بیشتر میشد بی اختیار از سر سفره پاشدم دیگه میلی به غذا نداشتم حتی بچه هام گفتن چی شده بابا چرا رنگتون زرد شده؟ منم بدون اینکه دلیلشو بدونم رفتم توی اتاق و در رو بستم فورا" نگاهم به گیتارم افتاد و برش داشتم انگار دستام میخواستند آهنگیو بنوازند من انگار اختیارم به انگشتام بود انگار رفته بودم توی یه دنیای دیگه و توی این دنیا نبودم برای چند لحظه (آقای عبداللهی درحالی که کمی اشک از دیدگانش جاری شد ادامه میدهد) : در همون حس بودم که اشعاری به ذهنم میومد و به دنبالش آهنگ اون اشعار و من بی اختیار گویی آنچه میشنیدم را با گیتار میزدم از اول تا آخر آهنگ رو یک بار زدم چند دقیقه بعد انگار از اون عالم و حسی که داشتم بیرون اومدم ولی هنوز اشعار و آهنگ یادم بود که فورا" نوشتم و با یک حالت خوشحالی از اتاق بیرون اومدم در حالی که خانواده حسابی تعجب کردند
این خاطره رو خود مرحوم ناصر عبداللهی در برنامه صندلی داغ شبکه دو چند ماه قبل از فوتشون تعریف کردند ایشان که یکی از خوانندگان معروف ایران بود متاسفانه به علت بیماری قلبی دار فانی را وداع کرد و سرود پرواز از خاک را سرداد روحش شاد
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 2:41 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام دوستان
به مناسبت هفته معلم گفتم چه فرصت خوبیه که خاطره دو روز معلم افتخاری بودنمو : دو سال پیش ماه رمضان دوستم منو به افطاری و احیاء به محل خدمتش دعوت کرد آخه معلم روستای نزدیکمون بود اتفاقا" دوستم شیفت صبح بود و کلاس چهارم درس میداد با توافق هم دوتایی رفتیم داخل دفتر مدرسه و او منو به همکاراش معرفی کرد علتی اون روز مرخصی گرفته بود ) منو مدیر داشتیم صحبت میکردیم که دوستم اومد بهم گفت یه زحمتی برات دارم که امروز نیست بری سر کلاسش؟ تازه اینجا حوصلت از بیکاری سر نمیره من گفت کلاس دوم زود بیا منم با یک اضطرابی که یکدفعه تو وجودم اومد و کمی مشتاقانه خوندم یک روز هم برای بچه ها جالبه و تا همیشه توی ذهنشون میمونه براشون باشم همین که وارد کلاس شدم ! دیدم بچه ها همه جای کلاس هستند چون دوستم داشت بهشون املا میگفت آخه زنگ املا داشتند هر کدوم از بچه ها با فاصله همه جای کلاس نشسته بودند کلاس خودم درضمن علامت کاما و نقطه رو هم بگو بعد به بچه ها با صدای بلند گفت بچه ها این خانم معلم جدیده به حرفش گوش کنید دوستم رفت و منو با این همه دانش آموز کوچولو تنها گذاشت منم بعد از سلام ادامه املاشونو گفتم چون صدام کمی آروم بود بچه های آخر نمیشنیدن میگفتن اجازه چی؟ کردم همه بچه ها تعجب کردن چی؟
دوستان به علت وقت کم تا نصفه این خاطره رو داشته باشین ادامش و دومین خاطره رو هم بعد در فرصتی که دست بده خواهم نوشت ان شاء الله
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:42 توسط ""ساقی""
|
|
|||||
|
|||||