روز جمعه:

حضرت نگاهی به آسمان کرد فهمید به وقت موعود نزدیک است چون که خورشید به نیمه رسیده است نیمی پنهان در غروب نیمی در انتظار غروب حضرت دستانش را بلند کرد و کبوتران دعا را برای صاحبانشان پرواز داد و چه نیکو کبوترانی که از زیباترین جایگاه پرواز میکنندوچه نورانی ترین دستی است دستان دعا کننده حضرت زهرا(سلام الله علیها)

 

پس قدم گذاریم جایی که حضرت قدم میگذارد و

دعا کنیم زمانی که حضرت دعا میکند و

دعا کنیم همانگونه که حضرت دعا میکند زیرا که حضرت همچنان هم برای ما دعا میکند

الان غروب جمعه است میخوام دعایم رو بنویسم تو هم بیا با هم دعا کنیم که:

خدایا

تو از من باخبر تری تا من از خودم تو به من نزدیکتری تا من به خودم و بهتر از هر کسی از

خواسته هایم و ناخواسته هایم از غمهایم و از شادیهایم از تنهاییهایم از نداشته هایم و از

داشته هایم باخبری

خدایا تو چنان مهربانی که اگر مدتها به سراغت نیامده بودم تو کنارم بودی و هر لحظه سراغ مرا

میگرفتی

تو چنان بزرگواری که اگر توبه هایم را شکسته باشم و باز برگردم و توبه کنم زود قبول میکنی و چه

نیکو نامی داری سریع الرضا

خدایا اگر دیگران حتی دوستانمان یا بهترین کسمان که خیلی دوستمان دارد ما را تنها گذاشت دیگر سراغی از ما نگرفت دیگر یادی از ما نکرد گویی ابری بود که سریع گذشت و مار ا در آفتاب تنهایی و دلتنگی تنها گذاشت ای خدایا چه خوب که تو همیشه در کنارم بودی و هستی

خدایا گلایه از کسی ندارم فقط از خود گله مندم که چرا از تو دور شدم زیرا هر که به تو نزدیکتر است

تنها نیست حتی اگر دیگر کسی او را یاد نکند

خدایا آنچه خواستم دادی گرچه من شکر کم کردم و آنچه ندادی به مصلت است که اینک وقتش نیست یا بهتر از آن خواهی داد که اگر بدانم پافشاری و گلایه نخواهم کرد

خدایا اکنون از تو یک چیز میخواهم فقط یک چیز

خدایا محبت  و نزدیک شدن به تو را میخواهم

محبت و نزدیک شدن به تو

هر چه فاصله هست بردار که من به دیدار تو مشتاقم

خدایا بپذیر