یک راه دیگر به سوی عرفان
به نام خالقي كه خود عاشق است
همانطور كه ميدانيم راههاي مختلفي براي رسيدن به عرفان
" خداشناسي" وجود دارد :
1.عقل 2. برهان عليّت 3. نظم در آفرينش و...
حال ميخواهم از يك راهي بگويم كه شايد كمتر كسي به ارزش و موهبت آن براي
رسيدن به عرفان فكر كرده است :
هجران
كه اگر بزرگترين نعمت نباشد كوچكترين نعمت نيست.
اگر تلخي هجران نباشد شيريني وصال معنا ندارد، همانطور كه
اگر درد نباشد درمان هم معنا ندارد .
تا دل نسپاري به سمباده هجران
هيچش نرسي به صافي و صيقليِ وصل
"ساقي"
يادت ميياد موقعي كه از دوستت يا خونوادت يا اونيكه خيلي
دوستش داري دور بودي چه حالتي داشتي؟هميشه توي اين فكر كه
زودتر اونو ببيني بيشتر وقتا توي فكرش بودي و مشتاق ديدارش و
براي ديدنش لحظه شماري ميكردي،
اين جمله رو بارها شنيديم كه: (به خودتان و درون خودتان بنگريد و
تفكر كنيد ، تا خداي خود را بشناسيد.) پس مطمئن باشيم كه خداوند
هم نسبت به ما اينگونه است خداوند عاشقانه بندگانش را دوست دارد
و نمي خواهد از او فاصله بگيرند و هر لحظه مشتاق است كه بنده اش
با او سلام و سخن بگويد.همانگونه كه خداوند در حدیث قدسی
فرمود: اگر آنهائي که به من پشت کرده اند مي دانستند که من چه اندازه انتظار ديدن آنها را مي کِشم و چه مقدار مشتاق توبه و بازگشت آنها هستم هر آينه از شدت شور و شوق نسبت به من جان مي دادند و تمام بند بند اعضايشان به خاطر عشق به من از هم جدا مي شد. اصرار صلوه صفحه 19
بعد از كمي تفكر بر اي حن حدیث قدسی نميدونستم چطور مطلبو ادامه و به پايان برسونم كه
صداي اذان مغرب رو شنيدم بعد از نماز مغرب كتاب گنجهاي معنوي رو باز كردم
كه كمي از دعاهاش رو بخونم تا اينكه اين عنوان و توضيحاتشو ديدم و اين عشق
و علاقه خداوند به ما بنده هاش رو بيشتر از پيش حس كردم،مطمئن شدم كه خداوند
ميخواد مطلبمو اين طور به پايان برسونم كه:
خالق يكتا در حديث قدسي ميفرمايد: من بندگانم را براي اينكه بسوزانم
نيافريده ام و به هر نحوي كه بتوانم سبب نجات آنها را از عدل خودم
فراهم خواهم كرد.
بقدري پروردگار ما رحيم ،كريم،جواد است كه بهانه هايي براي نجات
بشر قرار داده مانند نماز روزه حج و عبادتهاي ديگر، و بزرگترين
لطف خدا بر بنده هايش فرستادن نمايندگاني بر روي زمين مانند
وجود مقدس خاتم الانبياء حضرت محمد(صلَّ الله عليه واله) و
امامان معصوم(عليهم السلام)بود تا به اين دنيا بيايند، زندگي
كنند و راهنماي بشر در درست زيستن باشند وما بتوانيم با
واسطه قرار دادن اين عزيزان بهانه اي براي بخشش و نجات
از كيفر گناهان داشته باشيم و همچنين به كمك آنها به حاجات
و خواسته هايمان برسيم. خداوند چنان اين عزيزان را پرمهر
و محبت و با گذشت و مهربان آفريده كه فرداي قيامت با شفاعتشان
سبب نجات عدّه زيادي ازآتش جهنم خواهد شد.
سيّدبن طاووس(ره) ميگويد:شبي در سامرا وارد سرداب
امام زمان(عج) شدم،صداي ملكوتي امام را در حال مناجات
با خالق يكتا شنيدم كه ميفرمودند:پروردگارا شيعيان ما ازما
هستند،از زيادي گِل ما خلق شدند و به آب ولايت ما عجين
گشته اندخدايا آنها را بيامرزو گناهانشان را عفو فرما.پروردگارا
آنها را در روز قيامت در مقابل چشم دشمنان ما مؤاخذه نفرما
چنانچه ميزان گناهانشان بيشتر و صوابشان كم است از اعمال من
بردار و به صواب آنها بيفزاي.
آيا در مقابل اين همه دروغها غيبتها رباخواريها دنياپرستي ها
بي حجابيها و،،،عذاب ندارد،به خدا قسم درمقابل اين اعمال ما بايد
از آسمان سنگ ببارد. ميدانيد چه كسي جلو اين عذاب الهي را گرفته است؟
آري آن دعاهاي شبانه روزي امام زمان(عج)ماست.آخر چقدر بي انصافي
و بي معرفتي! تا كي در حضورش مرتكب عصيان ميشويم و به عنوان
يك شيعه به جاي اينكه زينت آقا امام زمان(عج) باشيم،با اعمالمان دل
پاك و مطهرّش را به درد مي آوريم؟
بيائيم با روي خجل دست تمنّا به سوي آن يوسف زهرا(عج) گشوده و
عرض كنيم:
مهدي جان اي عزيز: اي خورشيد بر كشيده در پس ابر،اي
سفركرده هجران گزيده،تا كي تو همچنان در غيبت و ما اين
چنين در هجران؟جهان جهاني نثار قدومت باد. آيا هجران امروز
ما به فرداي وصال تو نميرسد.اي پيشواي محرومان،اي دادخواه
مظلومان،اي فريادرس درماندگان ،اي آخر اميد ،ديدگان جستجوگر
ما بر دروازه هر سحر قامت تو را منتظر است آيا ميشود كه شام تار
هجران ما به صبح روشن وصالت بدل شود.اي آخرين رسالت پيغمبران
بر دوش،اي شمشير علي(ع)بر كف،اي عصاي موسي در دست ، اي خاتم
سليمان در انگشت بر ما چه سخت است كه همگان را ببينيم و تو را
نبينيم.اي كمال موسي را وارث، اي شكوه عيسي را واجد،اي صبر ايّوب
را صاحب، چه دشوار است كه سخنان همه به گوشمان برسد و صداي
دلنشين تو را نشنويم.و با هزاران تاسف ميدانيم كه غيبت تو از ماست
همچنان كه خود فرمودي:
اگر شيعيان ما كه خداوند توفيق طاعتشان دهد در وفاي به عهد و پيماني
كه دارندهمدل ميشدند سعادت ديدار ما از ايشان به تأخيرنيافتاده و زودتر
نصيب آنان ميگشت ديداري با شناخت كامل و درست نسبت به ما،پس ما
را از آنها دور نميدارد مگر اعمالي كه مارا ناخوشايند است و از ايشان
نميپسنديم.
خلاصه اي از صفحه 158تا 164 كتاب گنجهاي معنوي[
گل بی خار خداست