گریه آسمان زمین و آنچه بین آنهاست
فرمودند:
پس از شهادت تو حسين لعنت خداوند بر بني اميه
نازل ميشود ، از آسمان خون ميبارد و همه چيز حتي
حيوانات وحشي صحراها و ماهيان درياها برتو گريه ميكنند
من اين حديث را با چشمان خودم ديدم
گريه شتر وقتي كه تعزيه ميديد
روز اربعين بود كارواني نمادين از اسراي امام حسين(ع)
روي شتراني كه 5 تا بودند به تصوير كشيدند اين كاروان
به سمت خانه سيدي كه آنها را به خانه خود دعوت كرده
بودند رهسپار شدند فقط بايد يك خيابان را ميگذراندند ما
هم به دنبال كاروان در حالي كه اشكها بر ديده داشتيم
وقتي كه به منزل سيد رسيدند افراد دشمن از لشكر
ابن سعد از اسبان پياده شدند و شترها را نشاندند تا
اسيران پياده شوند و همان جا جلوي منزل سيد و
مقابل مردمي كه آمده بودند تعزيه صحبت و كوچك كردن
اسيران اجرا كردند من يك لحظه حواسم به شتري از
همان 5 شتر جلب شد ديدم اين شتر اندوهناكتر از بقيه
شتران به تعزيه نگاه ميكند كه ديدم قطره اي از چشم آن
شتر بر زمين ريخت ابتدا فك كردم تصور میكنم اما دوباره
اشكي ديگر ديدم از خانمي كه كنارم بود به زحمت
پرسيدم[چون به خاطر بغض اسيران كربلا شديد صدايم
گرفته بود] ببخشيد اون شتر را ببينيد شما دقت كنيد
كه از چشم آن شتر اشك مي آيد ؟
چند لحظه بعد دوباره اشكي ديگر آن خانم گفت
آره منم ديدم فداي مضلوميت امام حسين(ع)
و يارانش (عليهم السلام) كه همه برايشان
ميگريند نه فقط انسانها
ديدن گريه خون سنگ
ميدانم كه سنگها در روز عاشورا خون گريه ميكنند ولي
نميدانستم همه سنگها يا آنها كه در كربلايند پارسال
قبل از عاشورا خيلي دوست داشتم با چشمم گريه
خون سنگي را به عينه ببينم كه شبي قبل از عاشورا
خوابي ديدم:
بياباني خشك كه هيچ كس آنجا نبود جز من ، سنگ
بود و خار صدايي آمد سلام كرد من اطرافم را كسي
نديدم كه نگاهم به سنگي جلب شد اين سنگ چهره
داشت يعني چشماني بسيار غمگين و صورتي ترك
بسته و لباني پر از غم كه گويي ناله ها
زده اول فك كردم اشتباه ميكنم كه اين سنگ بود اما
ديدم لبانش به حركت در آمد و چيزي گفت كه من
مضمون آن را مينويسم:
در روز عاشورا گريه كنيد يا حتي حالت غم به خود گيريد
و گفت ما همه سنگها خون ميگرييم و چند لحظه بعد از
زير آن سنگ و بقيه سنگهاي اطرافش خون جاري شد.
جغد بعد از شهادت امام حسين با خود عهد بست كه...
در حديث معتبر از امام رضا (ع) منقول است كه جغد در
زمان سابق در خانه ها جا مينمود و در وقت طعام خوردن
نزديك خوان ميآمد و طعام به نزدش ميريختند و ميخورد
چون حضرت امام حسين را شهيد كردند از آباداني بيرون
رفت و در خرابه ها و كوهها و صحراها جا گرفت و گفت
بد امتي هستيد
شما فرزند پيغمبر خود را ميكشيد من ايمن نيستم از
شما كه مرا بكشيد
در حديث چند از امام صادق (ع) منقول است كه
تا امام حسين(ع) را شهيد كردند جغد در روزها پيدا
نمي شد و همين در شب ظاهر ميشود و از آن روز
قسم خورد كه در آباداني جانگيرد و پيوسته روزها روزه
باشد و اندوهناك و چون شب ميشود افطار ميكند پيوسته
ناله و گريه ميكند بر جناب امام حسين (ع) تا صبح
گل بی خار خداست